اگر بخواهیم کوتاه بگوییم، نوع گرایند و پروفیل لبه تیغه تعیین میکند چاقو در عمل چه حسی داشته باشد؛ اینکه چقدر راحت چوب را بتراشد، در باتونینگ لبپریدگی بگیرد یا در برش غذا گیر کند.
دو چاقو با طول و فولاد مشابه، فقط با گرایند متفاوت، میتوانند در عمل دو ابزار کاملا متفاوت باشند. برای کسی که به چاقو فقط به عنوان یک تکه فلز تیز نگاه نمیکند، فهمیدن گرایند لبه جزو اصول پایه است.
آکادمی آموزش بقا در طبیعت یاشار.
تیغه، گرایند و پروفیل لبه؛ چند تعریف ساده
در هر تیغه چند بخش اصلی داریم. ستون بالایی تیغه که ضخیم است، ستون پشت تیغه است. سطحی که از پشت تیغه به سمت لبه شیبدار میشود، گرایند یا سطح سایش است. خود لبه نهایی که کار برش را انجام میدهد، پروفیل لبه و زاویه لبه است.
ضخامت پشت تیغه، عرض گرایند، زاویه گرایند و زاویه لبه نهایی کنار هم مشخص میکنند که چاقو چقدر راحت داخل چوب نفوذ کند، چقدر در برابر ضربه و فشار تحمل داشته باشد و چقدر راحت دوباره تیز شود.
تأثیر زاویه و ضخامت لبه بر کارایی چاقو
هرچه لبه نازکتر و زاویه تیزتر باشد، چاقو راحتتر میبرد، اما در عوض زودتر لبپری میگیرد و در کارهای خشن آسیبپذیرتر است.
هرچه لبه ضخیمتر و زاویه بازتر باشد، چاقو محکمتر است و فشار بیشتری را تحمل میکند، اما برای برش عمیق در چوب خشک یا غذا، احساس برندگی کمتری دارد و کار بیشتری میطلبد.
در عمل باید بین این دو انتها تعادل ایجاد شود. لبه خیلی نازک و تهاجمی برای چاقوی آشپزخانه یا برش تمیز مناسب است، لبه کمی ضخیمتر و محافظهکار برای بقا، باتونینگ و کار با چوب خشک مناسبتر است. گرایندهای مختلف در واقع روشهای مختلف رسیدن به همین تعادل هستند.
گرایند تخت (Flat Grind)
در گرایند تخت، سطح تیغه از پشت تا نزدیک لبه، تقریبا به صورت یک سطح صاف با شیب یکنواخت پایین میآید. این گرایند خود چند شکل دارد، مانند تخت کامل و تخت بخشی، اما منطق کلی یکسان است.
در گرایند تخت کامل، سایش از پشت تیغه تا نزدیک لبه ادامه پیدا میکند و سطح مقطع تیغه به شکل یک مثلث کشیده است. در گرایند تخت بخشی، سایش از جایی پایینتر از پشت تیغه شروع میشود و پشت تیغه برای بخشی از عرض تیغه ضخیم باقی میماند.
چاقوی با گرایند تخت، در برشهای طولی، تراش چوب نرم و کارهای عمومی حس تعادل خوبی دارد. لبه به اندازه کافی نازک میشود تا خوب ببرد، ولی اگر زاویه لبه نهایی خیلی تیز انتخاب نشود، برای کارهای سنگین هم قابل اعتماد است.
تیغه تخت کامل برای برش تمیز روی غذا، طناب و کارهای دوگانه کمپ و آشپزخانه عملکرد خوبی دارد. نوع تخت بخشی کمی مقاومتر است و برای چاقوهای بقا که قرار است هم برش انجام دهند و هم فشار تحمل کنند، انتخاب مناسبی است.
گرایند هالو (Hollow Grind)
در گرایند هالو، سطح سایش به صورت مقعر است؛ یعنی اگر به سطح تیغه نگاه کنید، به شکل قوس به داخل تراش خورده است. این شکل با سنگهای استوانهای یا دیسکی در تولید صنعتی ایجاد میشود.
این گرایند باعث میشود ضخامت پشت لبه بسیار کم شود. نتیجه این است که چاقو در برش اولیه احساس برندگی بسیار زیاد دارد و در کارهایی که نیاز به عمق برش زیاد یا تماس زیاد با چوب سخت ندارند، عملکرد بسیار خوبی نشان میدهد.
اما در عوض، چون پشت لبه بسیار نازک است، در کارهای سنگین و ضربهای زودتر لبپری میگیرد. برای کارهایی مثل باتونینگ روی چوب خشک یا برخورد با استخوان، گرایند هالو انتخاب محافظهکارانهای نیست.
گرایند هالو برای چاقوهای برشمحور، مثل بخشی از چاقوهای شکار برای پوستکنی یا چاقوهایی که بیشتر برای برش تمیز روی بافت نرم استفاده میشوند، کاربرد دارد. برای چاقوی اصلی بقا در طبیعت، معمولا انتخاب اول نیست، مگر این که کاربر به خوبی محدودیت آن را بشناسد.
مطلب مفید دیگر: چاقوی کربن بالا بهتر است یا استیل ضدزنگ؟
گرایند اسکاندی (Scandi Grind)
گرایند اسکاندی که در چاقوهای جنگلی و چوبکار شمال اروپا بسیار رایج است، گرایندی است که در آن سطح سایش از حدود وسط تیغه شروع میشود و تقریبا تا خود لبه به صورت یک سطح صاف بدون شکست ادامه مییابد. در بیشتر موارد، لبه نهایی همان پایان سطح سایش است و مایکروبیول جداگانه روی آن وجود ندارد.
این گرایند چند ویژگی مهم دارد. در تراش چوب، به خصوص روی چوب نرم و نیمهسخت، کنترل بسیار خوبی میدهد. تیغه در برش، چوب را به صورت رشتهای میتراشد و به دلیل سطح صاف، زاویه تیغه را روی چوب به راحتی میتوانید حس کنید. تیز کردن آن در میدان ساده است، چون فقط یک سطح سایش دارید که روی سنگ قرار میگیرد.
در مقابل، به دلیل این که لبه نسبتا نازک است و پشت لبه خیلی سریع ضخیم نمیشود، اگر زاویه خیلی تیز انتخاب شود و کار روی چوب خشک و سخت یا باتونینگ سنگین زیاد باشد، لبه ممکن است لبپریهای کوچک بگیرد.
برای بوشکرفت و کارهای جزئی روی چوب، گرایند اسکاندی یکی از محبوبترین انتخابها است. برای چاقوی چندمنظورهای که قرار است هم تراش چوب انجام دهد و هم کار سنگین، بهتر است زاویه آن کمی محافظهکارانهتر تنظیم شود یا لبه مایکروبیول کوچک داشته باشد.
گرایند کانواکس (Convex Grind)
در گرایند کانواکس، سطح سایش به جای این که صاف یا مقعر باشد، به سمت بیرون منحنی است. سطح از پشت تیغه به سمت لبه با قوس ملایم پایین میآید، بدون این که گوشه مشخصی داشته باشد.
این شکل چند نتیجه مهم دارد. پشت لبه ضخامت خوبی حفظ میشود، بنابراین لبه از نظر ساختاری بسیار قوی است. در عین حال، چون سطح به شکل منحنی است، تماس تیغه با ماده در حال برش به تدریج افزایش پیدا میکند و اصطکاک به صورت یکنواخت پخش میشود.
در برش چوب خشک و کارهای فشار بالا، کانواکس یکی از قابلاعتمادترین گرایندها است. تیز کردن کانواکس کمی مهارت بیشتری میخواهد، چون نمیتوانید مانند اسکاندی یک سطح صاف روی سنگ قرار دهید. معمولا از سمباده روی سطح نرم یا پد استفاده میشود تا آن قوس ملایم حفظ شود.
برای چاقوی بقا که قرار است باتونینگ، تراش خشن، ضربه و فشار زیاد را تحمل کند، گرایند کانواکس روی فولاد مناسب، ترکیب بسیار قدرتمندی است. در عین حال، اگر به درستی تیز شود، برندگی خوبی نیز دارد.
گرایند چیزل (Chisel Grind)
در گرایند چیزل، فقط یک سمت تیغه سایش دارد و سمت دیگر تقریبا صاف یا فقط کمی صافکاری شده است. یعنی لبه نهایی بیشتر از یک سمت شکل میگیرد. این حالت شبیه قلم نجاری یا مغار است.
این گرایند چند خصوصیت دارد. ساخت آن سادهتر است و در تولید صنعتی، هزینه کمتری دارد. در برشهای خاص، مانند کارهایی که نیاز به جدا کردن ماده در یک سمت دارند، میتواند مفید باشد. اما در برش مستقیم، اگر کاربر به سمت سایش و سمت صاف عادت نداشته باشد، تیغه تمایل دارد به یک طرف انحراف پیدا کند.
در چاقوهای عمومی طبیعتگردی و بقا، گرایند چیزل معمولا انتخاب ایدهآل نیست، چون برش متقارن و قابل پیشبینی برای کارهای طولانی روی چوب و طناب مهم است. این گرایند بیشتر در برخی چاقوهای تاکتیکال، صنعتی یا کارهای تخصصی دیده میشود.
ضخامت پشت لبه و زاویه؛ ترکیب مهم در هر گرایند
فقط نام گرایند کافی نیست. دو چاقوی اسکاندی با زاویههای متفاوت میتوانند یکی بسیار ظریف و دیگری بسیار خشن باشد. همین طور در گرایند تخت یا کانواکس.
چند اصل کلی وجود دارد. لبه نازک با زاویه تیز، برای برش تمیز و کنترل ظریف مناسب است، اما در کارهای ضربهای باید بیشتر مراقب باشید. لبه ضخیمتر با زاویه کمی بازتر، در برابر ضربه، پیچش و تماس با ماده سختتر مقاومتر است، اما در برش عمقی انرژی بیشتری نیاز دارد.
در چاقوی بقا، معمولا لبه کاملا تهاجمی و مسابقهای انتخاب خوبی نیست، بلکه زاویه کمی محافظهکارتر با امکان تیز کردن ساده در میدان ارزش بیشتری دارد.
مقایسه کلی گرایندها برای چاقوهای طبیعتگردی و بقا
اگر بخواهیم از دید یک طبیعتگرد یا مربی بقا نگاه کنیم، میتوان جمعبندی سادهای برای کاربریهای مختلف ارائه داد.
گرایند تخت برای چاقوی چندمنظوره که هم در کمپ و هم در آشپزخانه و هم در تراش متوسط چوب استفاده میشود، انتخابی متعادل است. نه خیلی ظریف است و نه خیلی خشن. تیز کردن آن نسبتا ساده است و پروفیل آن برای برش مواد مختلف قابل قبول است.
گرایند اسکاندی برای کسانی که تمرکز اصلی آنها روی کار با چوب است، مانند ساخت ابزار چوبی، تله، پر پرنده و کارهای کلاسیک بوشکرفت، لبهای بسیار کنترلی فراهم میکند. اگر کاربر بداند چطور زاویه را حفظ کند و لبه را کمی محافظهکارانه نگه دارد، این گرایند در میدان بسیار دوستداشتنی است.
گرایند کانواکس برای چاقویی که قرار است حجم زیادی از فشار و ضربه را تحمل کند و در باتونینگ، تراش خشن و کارهای نیمهتبر نقش داشته باشد، ترکیبی عالی از قدرت و برندگی ارائه میدهد. نقطه ضعف اصلی آن نیاز به تمرین بیشتر برای تیز کردن درست است.
گرایند هالو برای چاقوهایی که اولویت اصلیشان برشهای تمیز روی مواد نرم و نیمهسخت است، مناسب است، اما به عنوان چاقوی اصلی بقا در برنامههای سنگین، همیشه باید محدودیت آن را مدنظر داشته باشید.
گرایند چیزل در چاقوهای طبیعتگردی عمومی توصیه نمیشود، مگر برای کاربرانی که دقیقا میدانند این گرایند را برای چه نوع برشهایی میخواهند و با انحراف طبیعی تیغه در برش مستقیم کنار میآیند.
سوالات متداول
آیا میتوان گرایند تیغه را بعدا تغییر داد؟
به صورت تئوری بله، اما در عمل، تغییر کامل گرایند یک تیغه به گرایند دیگر، نیاز به زمان، ابزار و تجربه زیادی دارد. این کار میتواند ضخامت لبه و رفتار حرارتی فولاد را به شکلی تغییر دهد که نتیجه نهایی از آنچه انتظار دارید ضعیفتر باشد. برای اکثر کاربران، انتخاب تیغه با گرایند مناسب از ابتدا منطقیتر است.
کدام گرایند برای چاقوی بوشکرفت بهتر است؟
برای بوشکرفت کلاسیک و کارهای چوبی کنترلشده، گرایند اسکاندی و کانواکس هر دو گزینههای بسیار خوبی هستند. اسکاندی تیز کردن ساده و کنترل عالی روی چوب میدهد. کانواکس قدرت و دوام بیشتر در کارهای سنگین اضافه میکند. انتخاب بین این دو بیشتر به سبک کار و مهارت در تیز کردن بستگی دارد.
چرا بعضی چاقوهای بقا چند گرایند مختلف روی یک تیغه دارند؟
برخی طراحان، بخشی از تیغه را با گرایند مناسب برش ظریف و بخشی را با گرایند مناسب کار سنگین طراحی میکنند. مثلا قسمت جلوی تیغه با پروفیل نازکتر و قسمت نزدیک دسته با پروفیل قویتر. این روش اگر درست اجرا شود، چاقو را چندمنظورهتر میکند، اما تیز کردن آن را نیز پیچیدهتر میکند.
برای کسی که تازه وارد دنیای چاقوهای طبیعتگردی شده، کدام گرایند شروع خوبی است؟
برای شروع، گرایند تخت خوب طراحی شده یا اسکاندی با زاویه نه چندان تهاجمی، انتخابهای ساده و مطمئنی هستند. تیز کردن آنها قابل یادگیری است، در کارهای عمومی خوب عمل میکنند و رفتارشان روی چوب و مواد معمولی قابل پیشبینی است.